فورن از بغلش بیرون اومدمو بلند شدم

فورن از بغلش بیرون اومدمو بلند شدم

(ته ویدیو)
دمباله ادرس رفتم رسیدم به یه ساختمون شماره اتاقو پیدا کردم درو شکستمو رفتم تو
که دیدم یونا بغلشه..خیلی عصبی شدم خون جلوی چشمامو گرفت رفتم با تمومه وجودم یه مشت زدم تو صورتش
+مرتیکه کسافت(مشت زد بهش)چطور جرعت کردی به اموالم دست بزنی
_جیغغغغ...
تهیونگ همچنان پسررو میزد یونا هم دادو گریه میکرد
_تهیونگ خاهش میکنممممم هق هق ولش کننننننن
تهیونگ بیخیاله پسره شدو رفت پیشه یونا
+ببینم درد داره هانننن(داد خیلییی بلند)وختی عشقتو میزنم درد داره دختره هرزهههه
_تهیونگگگ هق هق اون فقط بهم کمک کردههه(گریه شدید)
+هه...
گذاشتت روی یه صندلی
+اگه تکون بخوری...هم ۱۵رانگ به فاکت میدم هم اون ممانم عزیزتو میفرستم پیشه خدا
_(همچنان گریه شدید)
تهیونگ دوبارع رفت پیشه سوهو که روی زمین افتاده بود،،بلندش کرد
رفت سمت سمته اشبسخونه و یه چاقو برداشت،دوباره برگشت پیشه بسره
چاقو رو روی صورتش گذاشت
_ت..تهیو...نگ..دیونه شدی....داری چیکار میکنی.‌‌...
+خفه شوووو،،،فقط ببین چه بلای سره عشقت میارم پارک یونا
_اون عشقم نیستتتتت
چاقو رو فشار داد روی صورتش و ازش خون اومد
"(خودتون صدای درد کشیدنه سوهو رو تصور کنید،،قابله تایپ کردن نیست)
_تهیونگگگ لطفننننن هرکاری بگی میکنممممم باهات ازدواج میکنم فقط ولشششش کنننن

تهیونگ پسررو ول کردو رفت سراغ یونا وختی اونو بلند کرد چشمش به تست بارداری افتاد...


پارت ۳۲
بازم بد جااا تموم کردممممممممم
اینبارم دیر میزارم که تو خماری بمونیدددر🌚🌚🌚
دیدگاه ها (۱۵)

+این دیگه چه کوفتیه؟برش داشت و بهش نگا کرد بعد چند ثانیه ای ...

نمیدونم چی شد که تو ماشین خوابم برد وختی بیدار شدم...توی بغل...

فیک بعدیم از بایسم میباشد با ژانره خوناشامی..نظرتون چیه؟؟خوب...

بارداری گرفتم ولی ازش استفاده نکرد......برات میارم _ا..ب‌..‌...

آزادترین تقدیر

عشق صورتی پرت۶^

☆(part9)☆برگشتم به صورتش نگاهکردم قشنگ دقت کردم دیدم تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط