از بندهای شعر

از بندهای شعر
قیدها را بردار!
نمی بینی!؟
دارم عاشق می شوم،
عشق که زمان و مکان سرش نمی شود...
من
بی قیدترین عاشقِ جهانم...

#کامران_رسول_زاده
دیدگاه ها (۱۰)

بارانکوه رانرم زخمهای مراتَرو همه را ترانه خوان کردشهر ِشعرِ...

می نویسم آریروی موسیقی بادروی این پهن ترین برگ سفیدتا در این...

پاییز هم گذشت...مثل تو از من...ومن هنوز هم پای معادله ای چند...

سالهاست که لغت می چینماز تمام فصل ها...سرما سرم را پایین نگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط