تکپارتی

🌌تکپارتی 🌌

صدای کشیده شدن صندلی روی کف سنگی عمارت، سکوت سنگین اتاق رو شکست. «جونگ کوک» با اون کت و شلوار مشکی و نگاهی که همیشه بوی بارو//ت و خطر می‌داد، درست روبروم نشست.

«خوب بهش نگاه کن.»

با صدای لرزون به مانیتوری که روی میز بود نگاه کردم. پارتنر قبلیش، «یوری»، داشت با لبخند وارد عمارت می‌شد. جونگ کوک سرد و بی‌روح چونه ام رو گرفت و صورتم رو به سمت خودش چرخوند.

«قراره نقش بازی کنی… نامزد عزیز من! اگه کوچک‌ترین اشتباهی کنی، مطمئن باش قبل از اینکه یوری از این عمارت بره، تو جن.ازت توی زیرزمین دفن شده.»

ازش متنفر بودم. از تک‌تک سلول‌های بدنش، از اون قدرت کثیفش، از اینکه منو به خاطر یه انتقام مسخره دزدیده بود. با نفرت تو چشماش زل زدم:

«فکر کردی با این بازی مسخره می‌تونی بهش ثابت کنی خوشبختی؟ تو فقط یه ترسوی روانی هستی که حتی از روبرو شدن باهاش هم می‌ترسه.»

فشار دستش روی فکم بیشتر شد. چشماش رنگ عوض کردن. درست توی همون لحظه، حالت تهوع شدیدی که چند روزی بود رهایم نمی‌کرد دوباره به سراغم اومد. دستم رو روی شکمم گذاشتم و با بی‌حالی سعی کردم ازش فاصله بگیرم. جونگ کوک که حالا نگاهش عوض شده بود، با دیدن رنگ پریدگیِ شدید من و دستم که محافظانه روی شکمم بود، اخم‌هاش رو در هم کشید.

«چته؟ باز داری ادا درمیاری؟»

جوابی ندادم، فقط سرم رو روی میز گذاشتم. صدای قدم‌های نزدیک شدن دکترِ مخصوص عمارت رو شنیدم. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دکتر با چهره‌ای متعجب و کمی ترسیده، جونگ کوک رو به گوشه‌ای برد. صدای پچ‌پچ‌هاشون رو نمی‌شنیدم، اما وقتی جونگ کوک دوباره به سمتم برگشت، اون هاله خشمگین دورش از بین رفته بود و جای خودش رو به یه شوک واقعی داده بود.
دکتر که رفت، جونگ کوک آروم کنارم نشست. نگاهش دیگه اون نگاه سردِ مافیایی نبود؛ یه جور سردرگمی توش موج می‌زد. دستش رو دراز کرد و خیلی نرم، موهای چسبیده به پیشونی‌م رو کنار زد. صدای بم و آرومش کنار گوشم پیچید:

اون‌قدر سرگرمِ نقشه‌هام بودم که یادم رفت تو یه موجود زنده‌ای… نه فقط یه مهره. تو… تو قراره مادرِ بچه‌ی من باشی؟

خشکم زد. حتی فراموش کرده بودم که این اتفاق ممکنه افتاده باشه. دیگه هیچ‌چیز مثل قبل نبود،حالا اون فقط دشمن من نبود… اون پدرِ بچه‌ای بود که توی وجودم رشد می‌کرد.
پایان
چطور بود سیسی ها ؟
لایک و کامنت فراموش نشه و یه سر به پیجم بزنید و اگه دوست داشتید فالو کنید
نظرتون رو حتما بگید ✨
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی تهیونگ ، چون جا نمیشد تو دو قسمت گذاشتمش .only. par...

ادامه تکپارتی 🌌 Taehyung 🌌 ویو میکا رفتیم بیمارستان آزمایش د...

.......(حمایت فراموش نشه)

سناریو🌌 BTS 🌌 موضوع: وقتی بچه تون میپرسه که چرا گردن مامان ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط