تو که دستهایم را بگیری

تو که دستهایم را بگیری
شب از جانم
بیرون می‌رود...

صبح
روشنایی نمی‌خواهد!
تو را میخواهد...
دیدگاه ها (۲)

عطر تن تومهمترین اتفاق دنیای من استهرکجا نسیمی از تو بیایدبه...

آرام سر جایمنشسته بودماما حسابش ،از دستم در رفتروزهایی که خو...

محبت زیباترین هدیہ خداستبا محبت بهترین اتفاقاترقم خواهد خورد...

مدت هاست که در را نیمه باز گذاشته ام!نه تو میایی!نه خیالت می...

من نمی دانستم معنی هرگز را؛تو چرا باز نگشتی دیگر؟!من خود به ...

من با چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط