صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ: تو

صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ: تو چقدر حساسی؛ تن من گر تنهاست، دل من با دلهاست، دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم، یادشان دردل من، قلبشان منزل من...! صافی آب مرا یادتو انداخت،رفیق! تو دلت سبز، لبت سرخ، چراغت روشن! چرخ روزیت همیشه چرخان! نفست داغ، تنت گرم دعایت با من...
دیدگاه ها (۵)

یکی بود یکی نبود ... یه دروغ کهنه بود ، یکی موند یکی نموند.....

یکی بود یکی نبود … یه دروغ کهنه بود… یکی موند یکی نموند … حر...

راستی ;دوستی چقدر می ارزد ؟ قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی س ر...

کمترین فاصله از دشمنی تا دوستی، یک “لبخند” از توقف تا پیشرفت...

. صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ :تو ...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در...

سهراب سپهری) صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی! گفتمش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط