 تولدم بود 

 تولدم بود 

داشتم به ترتیب کاغذ کادوها رو باز می کردم :

 بابام : یه گوشی اکسپریا
با یه کاغذ که روش نوشته بود :
200 بهت بدهکار بودم
الانم 200 تومنشو من دادم
بقیه قسطاشو باید خودت بدی صداشو در نیار و بخند !
 مامان : 100 تومن پول با یه کاغذ : اینو الکی گذاشتم جلو مهمونا آبرو ریزی نشه خرجش نکنیا پول برق و گازه
الانم تابلو نکن بخند...من !!!

 خونواده عمه :
یه ظرف شیشه ای آجیل خوری
(چی کارش کنم آخه من)

 خونواده دایی :
یه دست پارچ و لیوان خارجی
(اینجا که رسید قلبم تیر کشید)

داداشم :
دسته پلی استیشن
(واسه خودش گرفته بود گوسفند)

 خونواده عمو :
یه ساعت دیواری
با 50 تومن تراول
ساعتو زدن پذیرایی
(پوله هم تقلبی از آب درومد)

 خاله : اتوی برقی
( خدایا منو بکش)
دایی : آبمیوه گیری( به درد نمیخورد)
 مام بزرگ : یه ماچ آبدار
(صورتم خیس شد,دندون مصنوعیاش هم افتاد تو لباسم)

 بابابزرگ : یه پس گردنی
با جمله ی"کره خر" مرد شدیا !

 ترجیح میدم سال دیگه
یه کاری کنم همه
تولد منو یادشون بره !!

 
دیدگاه ها (۲)

ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ، ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﻣﯿﺘ...

s

خخخخخخخخ

زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش نارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط