Forest Vampire

Forest Vampire
Part 17





ویو ا /ت. وقتی رفت همونجا نشستم و اروم گریه کردم چند مین بعد که سبک تر شدم و گریه ام بند ومد با خودم فکر کردم من باید هر طور که شده از اینجا برم بیرون و دوستامو نجات بدم باید عین خودشون باشم و لباس بپوشم تا بهم شک نکن ولی لباس از کجا بیارم لعنتی واستا این اتاق......
بلند شدم و اطراف اتاق رو گشتم و یه کمد چوبی نسبتا بزرگ پیدا کردم بازش کردم و از شانسم کمد پر از لباس بود یکیشونو برداشتم و تنم کردم دقیقا کیپ تنم بود خیلی خوشگل شده بودم و البته اگه یه ادم منو میدید رسما باور میکرد که من یه خون اشام واقعی ام
( لباس ا/ت رو تو پارت بعد میزارم)
خاستم در کمد رو ببندم که چیزی نظرمو جلب کرد انگار کف این کمد لقه نه ولش کن نمیخام ببینم چیه ولی شاید یه راه مخفی چیزی باشه نشستم کنار کمد و چندتا وسایلی که روش بود و کنار گذاشتم یکم با دستام به کفش فشار اوردم اره حدسم درست بود زیر این کمد یه چیزی هست تخته ای که روی کف کمد بود رو به زور جابه‌جا کردم خیلی سنگین بود یه چاله کوچیک بود که توش یه جعبه چوبی قدیمی بود اوردمش بیرون و بازش کردم و یه تیکه کاغذ تا خورده پیدا کردم بازش کردم یه حالت نقشه طور داشت فکر کنم نقشه همین عمارت باشه ارههه بلخره میتونم راهمو پیدا کنم.........
خاستم جعبه رو داخل چاله بزارم که متوجه چیز دیگه ای توی چاله شدم یه در دیگه ؟
بازش کردم و با چیزی که دیدم نفسم بند ومد و سریع از چاله فاصله گرفتم از ترس چشمام چهار تا شده بود و قلبم تند تند میزد زیر ون چاله پر از اسکلت ادم بود طوری وحشت ناک بود که جرعت نکردم برم نزدیک و در حفره رو ببندم و همون طوری ولش کردم نقشه ای که پیدا کردم بودم تا کردم و تو جیبم گذاشتم و اروم به سمت در رفتم دستمو ردی دستگیره در گذاشتم قلبم تند میزد خیلی استرس داشتم هر لحظه ممکن بود بفهمن من ادمم باید مثل ونا باشم تا هویت واقعی، منو نفهمن.......
بلخره در رو باز کردم اولش نور چشممو اذیت کرد ولی زود بهش عادت کردم سالن خیلی شلوغ بود کلی خون آشام و موجود اینجا بودن منم با اینکه مثل چی ترسیده بودم دلی سعی کردم خون سردی مو حفظ کنم و رفتم سمت یکی از میزای خالی و نشستم خوراکی های عجیب و جالبی روی میز بود ولی تردید داشتم که بخورم یا نه اینا ممکنه هر چیزی باشه برای همین نخوردم....
چند مین همون طور همونجا نشستم و به خوشگذرونی خون آشام ها که تقریبا مثل پارتی های خودمون بود نگاه می کردم که همون خون اشام چندش به قول خودش فرمانروا ومد سمتم و نشست روی یکی از صندلی ها چون جایی که من نشسته بودم تقریباً ته سالن و یه گوشه بود زیاد تو چشم نبود که کسی ببینه......
جونگ کوک. خوبه خوشم ومد پس جرعتشو داری که بین ما بشینی و عین ما لباس بپوشی و یادت نره که چه چیزای بهت گفتم.......




ادامه دارد........
دیدگاه ها (۴)

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 24ادمین. تهیونگ و افرادش به ا...

Forest VampirePart 18( اسلاید اول لباس ا/ت که تو کمد پیدا کر...

Forest VampirePart 16ا/ت. پ.. پس حدسم د.. درست بود... این جا...

Forest VampirePart 15ویو ا/ت. وقتی مراسم تموم شد همه دوباره ...

خون سرخ☆پارت ۲کتاب رو از توی کیفم دراوردم...بازش کردم و دنبا...

وقتی توی جشن......(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط