خلاصه ی لایو
خلاصه ی لایو
- سلام بچهها!
- حالتون چطوره؟؟
- دلم براتون تنگ شده!
- خیلی وقت گذشته!
- حدود ۴ روز از وقتی که به لسآنجلس رسیدم میگذره.
- اینجا گرمه؟
- شبها... انقدر سرد میشه که باید پتو بردارید
- من سلامت رسیدم و با بچه ها سخت کار میکنم.
- همین چند وقت پیش با نامجون غذا خوردم. من اغلب با اون غذا میخورم و میبینمش. و یونگی هیونج هم اونجا بود. اول با من غذا خورد، بعد رفت. و من با نامجون غذا خوردم و بعد با هم صحبت کردیم.
- امروز چه کار کنم؟ واقعاً خوابآلودهام. خیلی خوابآلودهام.
- اینجا برای ما غذا درست میکنن، یه خانم کرهای هست که برای ما آشپزی میکنه. قبلاً من اغلب بیرون از خونه غذا میخوردم، مثلاً با نامجون یا همه با هم میرفتیم رامِن میخوردیم، یا با جونگکوك و جیمین، بیرون غذا میخوردم بعد به خونه برمیگشتم. اما اینجا غذا خوردم و خیلی خوشمزه بود.
* هوبی درباره املت لولهای صحبت میکرد، اما فکر میکرد به انگلیسی به اون "eggroll" میگن، چون اسم کرهایش 계란말이 به معنی "رولت تخممرغ" هست.
* هوبی درباره برنامهاش گفت و اینکه مثل یه بچه ساعت ۸ یا ۹ شب میخوابه و فقط یک بار ساعت ۲ نصفه شب بیدار میشه، تمرینات شکمش رو انجام میده و بعد از ظهر روی موسیقی کار میکنن
- در هر صورت، بچهها، من اینجام تا به شما سلام برسونم، من خوبم.. و نه فقط من، بلکه همه اعضا هم خوبن و ما سالمیم و داریم روی موسیقی کار میکنیم
- فکر میکنم وقت خوابیدنمه
- «خوابهای شیرین، هوبی» خوابهای شیرین، ARMY~
- *قلب*
- الان خداحافظی میکنم. راستش خیلی خوابم میاد، بچهها. فکر میکنم باید برم بخوابم
- خستهام، دارم میخوابم، پس خداحافظ.
آرمی:
- خوب استراحت کن.
هوبی:
- دوباره برمیگردم.
- باید صورتم رو بشورم و بخوابم. خیلی خوابآلودهام.
- سریع صورتم رو میشورم و میرم بخوابم.
- دوباره برمیگردم. خداحافظ!
- خداحافظ!
- سلام بچهها!
- حالتون چطوره؟؟
- دلم براتون تنگ شده!
- خیلی وقت گذشته!
- حدود ۴ روز از وقتی که به لسآنجلس رسیدم میگذره.
- اینجا گرمه؟
- شبها... انقدر سرد میشه که باید پتو بردارید
- من سلامت رسیدم و با بچه ها سخت کار میکنم.
- همین چند وقت پیش با نامجون غذا خوردم. من اغلب با اون غذا میخورم و میبینمش. و یونگی هیونج هم اونجا بود. اول با من غذا خورد، بعد رفت. و من با نامجون غذا خوردم و بعد با هم صحبت کردیم.
- امروز چه کار کنم؟ واقعاً خوابآلودهام. خیلی خوابآلودهام.
- اینجا برای ما غذا درست میکنن، یه خانم کرهای هست که برای ما آشپزی میکنه. قبلاً من اغلب بیرون از خونه غذا میخوردم، مثلاً با نامجون یا همه با هم میرفتیم رامِن میخوردیم، یا با جونگکوك و جیمین، بیرون غذا میخوردم بعد به خونه برمیگشتم. اما اینجا غذا خوردم و خیلی خوشمزه بود.
* هوبی درباره املت لولهای صحبت میکرد، اما فکر میکرد به انگلیسی به اون "eggroll" میگن، چون اسم کرهایش 계란말이 به معنی "رولت تخممرغ" هست.
* هوبی درباره برنامهاش گفت و اینکه مثل یه بچه ساعت ۸ یا ۹ شب میخوابه و فقط یک بار ساعت ۲ نصفه شب بیدار میشه، تمرینات شکمش رو انجام میده و بعد از ظهر روی موسیقی کار میکنن
- در هر صورت، بچهها، من اینجام تا به شما سلام برسونم، من خوبم.. و نه فقط من، بلکه همه اعضا هم خوبن و ما سالمیم و داریم روی موسیقی کار میکنیم
- فکر میکنم وقت خوابیدنمه
- «خوابهای شیرین، هوبی» خوابهای شیرین، ARMY~
- *قلب*
- الان خداحافظی میکنم. راستش خیلی خوابم میاد، بچهها. فکر میکنم باید برم بخوابم
- خستهام، دارم میخوابم، پس خداحافظ.
آرمی:
- خوب استراحت کن.
هوبی:
- دوباره برمیگردم.
- باید صورتم رو بشورم و بخوابم. خیلی خوابآلودهام.
- سریع صورتم رو میشورم و میرم بخوابم.
- دوباره برمیگردم. خداحافظ!
- خداحافظ!
- ۳.۴k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط