سناریو درخواستی

#سناریو درخواستی

☆وقتی عضو هشتمیم☆

نامی: (همیشه حواسش بهت هس عین یه پدر و وقتی ناراحتی از هیت ها همیشه کنارته و بغلت میکنه و بهت ارامش میده)

جین: (تو و جین آشپز گروهین)
جین: ا.تتت کجایی تو پس بیا کمک کن غذا درست کنیم
ا.ت: یااا دارم تمرین میکنم
جین: اول بیا کمک من

یونگی: (تو و یونگی همیشه تو بغل هم میخوابین و تو مثل اون شدی بیشتر مواقع استراحت خوابین و بدون بغل همدیگه نمیتونین)

هوپی: (انرژی رو همیشه از هوپی میگیری و امید هایی که بهت میده باعث میشه اصلا به هیت ها فکر نکنی و ادامه بدی)

جیمین: (بیشتر پارت های دنست با جیمینه و اون عالی بهت کمک میکنه)
ا.ت: موچیی بیا تمرین کنیمم
جیمین: حتما(خنده)

تهیونگ: (تهیونگ خیلی روت حساسه و همش پیشته)
ته: ا.ت بیا غذا بخور
ا.ت: نمیشه رژیمم
ته: بیخوددد!!! زود باش بیا

کوک: (کوک تورو از همه بیشتر دوس داره و یه جورایی دوس پسرته و همه حسودیشون میشه انقد که بهت اهمیت میده و دوست داره)
دیدگاه ها (۰)

#سناریو درخواستی☆وقتی بازیگر بودیم و یه صحنه کیس داشتیم و او...

⚔️ PART 7 – امتحانی دوبارهاما دنیای مافیا به این راحتی‌ها دس...

# سناریو وقتی رفتی لباس خواب قرمز خریدی🫦😈نامجو بیبی باز داری...

سناریووقتی شب اول ازدواجتونه و اهم اهم🫢نامجون: بالاخره مال م...

سناریو درخواستی BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط