بهترینرفیقم

#بهترین_رفیقم

part 1


روز تولد جونگ کوک بود
تهیونگ در حال انجام تدارکات در کافه بود تا بهترین دوستش را خوشحال کند
جونگ کوک بهترین و تنها دوستش بود
همه چیز آماده بود
بعد از چند دقیقا جونگ کوک وارد کافه شد
+عامم سلام کافه تعطیله؟
ناگهان تهیونگ وارد شد و آهنگ تولدت مبارک را خواند
جونگ کوک با تعجب و خوشحالی به تهیونگ نگاه میکرد
+تهیونگ
_تولدت مبارک رفیق آرزو کن و شمع ها رو فوت کن
جونگ کوک لبخندی زد
چشمانش را بست
دست هایش را بهم گره زد
در دلش آرزو کرد
چشمانش را باز کرد
شمع ها را فوت کرد
همین که شمع ها خاموش شدند موزیک مورد علاقه جونگ کوک پخش شد
تهیونگ کیک را روی میز گذاشت
کادویی که برای جونگ کوک تهیه کرده بود و روی صندلی گذاشته بود برداشت
_تولدت مبارک رفیق
جونگ کوک نگاهی به تهیونگ انداخت دستش را روی شانه تهیونگ گذاشت
+تهیونگ تو بهترین رفیقمی ممنونم که رفیقمی
تهیونگ لبخندی زد
جونگ کوک کادویش را باز کرد
یک برگه بود
نوشته های داخل برگه را خواند
+تهیونگ واقعا؟؟
_آره
+ولی این زیادی گرونه
_رفیق من ارزشش بیشتر از ایناست

برگه سند یک ویلای بزرگ و شیک در سئول بود
این بهترین هدیه ای بود که جونگ کوک گرفته بود

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

#بهترین_رفیقمpart 2بعد از پایان تولد با هم به طرف خانه جونگ ...

#عشق_شمشیر_باز_و_خبرنگار کاپل ها=رومی جینوعلامت ها=رومی+ ...

#بهترین_رفیقمکاپل ها=نداریمژانر=دوستانهشخصیت های اصلی=جونگ ک...

#دلبر_من part 13به عمارت رسیدندوارد عمارت شدند که با پدر بزر...

رمان: _من برای انتقام برگشتم_ ...

black flower(p,335)

black flower(p,312)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط