ویو ات

ویو ا.ت:
وقتی که خواست شلیک کنه که یهو میکروفون رو انداختم زمین و به سمت نامجون دوییدم و جلوش وایسادم که یهو یه گرمایی سمت راست شکمم احساس کردم وقتی دستم رو که روی شکمم بود رو برداشتم خون ریزی کرده بودن که کم کم میخواستم بیهوش بشم آخرین چیزی که دیدم این بود که اعضا بالا سرم بود
ویو نامجون:
همینطور داشتیم میرقصیدیم که یهو ا.ت دوید سمتم اولش شوکه شدم ولی بعد که ا.ت رو قرق در خون دیدن به خودم اومدم و به سمتش هجوم بردم
ویو اعضا:
نامجون:چرا دارین معطل میکنین زنگ بزنین آمبولانس
جیهوپ:همش تقصیر ماعه
جین:الان وقت این حرفا نیسویو نامجون:
همینطور که داشتیم باهم بهص میکردیم که یهو آمیولانس اومد
ا.ت رو سوار آمبولانس کردیم و بردیمش به سمت بیمارستان
ویو رسیدن به بیمارستان :
ویو نامجون:
وقتی از آمبولانس پیاده شدیم که اوت رو به سمت اتاق عمل بردن
ویو اعضا:
جین:اگه اتفاقی براش بیفته چی
جونگکوک:ا.ت خیلی قویه اون هیچیش نمیشه
(همه ی اعضا دارن با بغض و گریه حرف میزنن)نامجون:همش تقصیر منه من اگه تیر میخوردم ا.ت الان روی تخت بیمارستان نبود
ویو به چند ساعت بعد:
ویو نامجون:
چند ساعت بود داشتیم همینطور حرف می‌زدیم که دکتر اومد
دکتر:خب دوتا خبر دارم یکی خبر خوب و یکی خبر بد
نامجون:اول خبر خوب رو بدین
دکتر:خب خوشبختانه تونستیم خانم کیم ا.ت رو نجات بدیم
شوگا:خب خبر بد چیه
دکتر:از اونجایی که تیر یکم پایین تر از شکمش خورده و به سمت لگن حرکت کرده متاسفانه خانم ا.ت تا چند مدت نمیتونن از پای چپشون استفاده کنن
تهیونگ:یعنی چی یعنی خوب نمیشه
دکتر:الان نمیتونم جواب حتمی بهتون بدم بعد از چند هفته بیارینش برای فیزیو تراپی بعدش میتونم جواب حتمی رو بهتون اطلاع بدم
جیمین:دکتر ا.ت کی مرخص میشه
دکتر:خب بعداز چند ساعت به هوش میاد اونموقع بعد از کارای ترخیص میتونین ببرینشون
جیهوپ:....
ادامه دارد
حمایت کنید
دیدگاه ها (۵)

جیهوپ:خیلی ممنوندکتر:خواهش اگه با من کاری نداریم فعلانامجون:...

نسیم نگاه تودر میان نسیم پاییزی، هیونجین آرام قدم می‌زد. باد...

ویو ا.ت:همینکه اومدم توی لایو هیت ها شروع شدن با دیدن هیت ها...

پارت اولمثل همیشه توی اتاق تمرین بودین و سخت در حال تمرین بو...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط