داغ" را شمع بر افروخته میداند و من

داغ" را شمع بر افروخته میداند و من
آنکه یک عمر دلش سوخته میداند و من
پاکدامانم و این را فقط آنکس که به لطف
وصله بر پیرهنم دوخته میداند و من
حال و روز من دلباخته‌ی غمزده را
آنکه جز "هیچ" نیندوخته میداند و من
خطر فتنه ی چشمان تو را آنکه به تو
اینچنین دلبری آموخته میداند و من
هرکه از داغ لبت سوخته با من طرف است
آنطرف هرکه لبش سوخته میداند و من
دیدگاه ها (۱۰)

دلم لک می زند در این شب تب دار برگردیتو ای آرامبخش این دل بی...

بیا اینگونه از من رو نگردان ...دوستت دارمبیا و بیش از این دل...

شاعری که به کوه و دشت زدهشعر گفت و به تیشه فکر نکردهیچ راهی ...

کنار من جسدی از تو خواب مانده فقط ..و عکس پاره ی بیرون قاب؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط