به صورت اتفاقی دفتر رو برداشتم
به صورت اتفاقی دفتري رو برداشتم
از سر کنجکاوی نگاهی انداختم،کلمات پیچیده ناامید کننده که دنیای تاریکی از فردی رو بروز میداد نوشته شده بود
پوزخندی زدم و گفتم"چقدر کینه ای"
حالا ۲۰ سال میگذره و من تازه فهمیدم که تک تک آن کلمات ارزشمند توانای شکستن نابود کردن و از بین بردن رو دارن
میفهمم وقتی رو که نویسنده این دفتر وقتی داشته مینوشته مرده بوده!..
میفهمم حس اینو که قبل این که جسم کسی دفن شه اول روحش رو دفن کنن..
همهگی!
اتفاقی نیفتاده !
فقط بار سنگینی از دوش نویسندمون برداشته شده پس لطفا دلتون برای نویسنده نسوزه!
🥀🕸
از سر کنجکاوی نگاهی انداختم،کلمات پیچیده ناامید کننده که دنیای تاریکی از فردی رو بروز میداد نوشته شده بود
پوزخندی زدم و گفتم"چقدر کینه ای"
حالا ۲۰ سال میگذره و من تازه فهمیدم که تک تک آن کلمات ارزشمند توانای شکستن نابود کردن و از بین بردن رو دارن
میفهمم وقتی رو که نویسنده این دفتر وقتی داشته مینوشته مرده بوده!..
میفهمم حس اینو که قبل این که جسم کسی دفن شه اول روحش رو دفن کنن..
همهگی!
اتفاقی نیفتاده !
فقط بار سنگینی از دوش نویسندمون برداشته شده پس لطفا دلتون برای نویسنده نسوزه!
🥀🕸
- ۱.۸k
- ۲۳ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط