مینویسم در کتابم ، نامـــه ای از سرنوشت

مینویسم در کتابم ، نامـــه ای از سرنوشت

روزهای پیش ازاین را کی توان از سَر نوشت.
دیدگاه ها (۴)

تـنـهــــــایــے⇝مـجـبــــــورمـ ڪـــرد⇝ڪہ بـهـتـریـن دوسـت ...

ای قلب من ، بارانی ات کردند و رفتندکنج قفس ، زندانی ات کردند...

من تب زده، بیمار و... تو انگار نه انگار!لب تشنه ی دیدار و....

احساسِ غربت مےڪنم …وقتے ڪنارم نیستے …با اشڪ خلوت مےڪنم …وقتے...

سر امتحان برگه تقلبم رو درآوردم دارم مینویسم، مراقبه دیده می...

🦊چالشجمله ای که تو کتاب مورد علاقتون دوست داشتید بنویسیدمن چ...

در نامه‌ ای خداحافظی‌ اش نوشت:خداحافظ به تو که زخم‌ های عمیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط