شعر

خموش
خنده بر لب های زیبایت نشست
شیشه غم را زلبخندت شکست
****
آرزویت میکند دل را خموش
دل چو مجنون میشود خانه بدوش
****
گر به چشم مست تو دارد نگاه
آرزوهایش همه گردد تباه
****
دیده بگشا کاین جهان جز آه نیست
کس نمیداندکه فردا زان کیست
*
فاطمه گودرزی
golgaz
دیدگاه ها (۱)

متن.رو.بخون.لایک.نمیخوام👇 در حیــرتم از مــرام ایــن مــردم ...

در حیــرتم از مــرام ایــن مــردم پـستایــن طــایفــه زنــده...

در حیــرتم از مــرام ایــن مــردم پـستایــن طــایفــه زنــده...

شعری بسیار زیبا لطفا تا اخر بخونید...یک شبی مجنون نمازش را ش...

دوش دیدم که ملائک همه آئینه به دستَواز تماشای رخ یوسف زهرا ه...

لای لای ای پسر کوچک من دیده بربند که شب آمده است دیده بر بند...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

خانمی:یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشست عشق...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط