روزی گنجشکی عقربی را دید که در حال گریستن است گنجشک از

روزی گنجشکی عقربی را دید که در حال گریستن است ،گنجشک از او پرسید برای چه گریه میکنی گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم نمیتوانم...گنجشک او را روی دوش خود گذاشت وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش میسوزد به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی گفت خودم هم ناراحتم ولی چکار کنم ذاتم اینه ....
دیدگاه ها (۶)

انسان ها همیشه " بت " می سازند ...بعضی ها با " سنگ و چوب " ع...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط