هرگز نبوده‌ام اینقدر هاج‌و‌واج...

هرگز نبوده‌ام اینقدر هاج‌و‌واج...

باور نمی‌کنم... یعنی تو ازدواج؟!
دیدگاه ها (۲)

برای تو که در آغاز زندگی هستی...چگونه حرف ز پایان ماجرا بزنم...

چه ترسانی ز دیوان حسابم؟...برو ، دیوانه دیوانی ندارد ...

قصّه این گونه رقم خورد ؛نباید می‌خورد...حالم از خویش به هم خ...

حرفی نمی زنم، سرِ من درد می‌کند..این روزها سراسرِ من درد می‌...

می‌دونم دوسم نداریا ولی نمی خواهم باور کنم :)

نمی توانم تحمل کنم که فکر کنم زندگی ام اینقدر سریع میگذرد و ...

یعنی اینقدر خار تو چشماتونم 😔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط