ای دل دیوانه بد کردی بدآوردی دگرمی تمرگیدی درون سین
ای دل دیوانه ، بد کردی ، بدآوردی دگرمی تمرگیدی درون سینه ، می مردی مگر؟گور مرگت، عاشقی می خواستی دیگر چه کار؟هم شکستی، هم مرا نابود کردی در خطرنیست از نادانی ات، یک جای سالم در تنم جای امضاهای خنجر، نیش چاقو و تبر !تازه از من دلخوری، بی چشم و روی لعنتی؟
با بلاهایی که آوردی تو با عشقت ، به سر!غیراسراری که با نامحرمانم گفته ای
بابت خوش خدمتی، با شرح و تفسیر خبر!رفتی و برگشتی و آتش زدی بر هستی ام غیر بدنامی، چه آوردی برایم از سفر؟کوله بار غم به دوشم، بار منت برسرم انتظاری نیست از دیوانگان هم ، بیشتراختیارش را به دست دل، هر آنکس می دهدبایدآخر مثل من باشد حقیر و در به در...
با بلاهایی که آوردی تو با عشقت ، به سر!غیراسراری که با نامحرمانم گفته ای
بابت خوش خدمتی، با شرح و تفسیر خبر!رفتی و برگشتی و آتش زدی بر هستی ام غیر بدنامی، چه آوردی برایم از سفر؟کوله بار غم به دوشم، بار منت برسرم انتظاری نیست از دیوانگان هم ، بیشتراختیارش را به دست دل، هر آنکس می دهدبایدآخر مثل من باشد حقیر و در به در...
- ۶۷۰
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط