دو یا سه پارتی جونگکوک
دو یا سه پارتی جونگکوک
وقتی باهاش قهری
خب منم ا/تم که من ات مینویسم و همسر جئون هستم
نور خورشید باعث بیدار شدنت شد نگاهی یه ساعت کردی ده و نیمو نشون میداد و مثل همیشه جونگکوک کنارت نبود عادت کرده بودی رفتی صبحانه خوردی و راهی شرکت شدی بعد انجام کلی کار خسته کننده ساعت پنج و نیم خونه رسیدی خیلی خسته بودی عادت داشتی دوش کوتاهی بعد کارت بگیری و رفتی حموم و برگشتی
به کوک زنگ زدی
بوق بوق
کوک. سلام چاگی حالت چطوره؟
ات. سلام مرسی، خوبم. ددی کی میای خونه
کوک . نمیدونم تو منتظرم نباش دیر میام
ات. هوفف باشع بای
از زبان ات: هعی خودااا پوکیدیم تو این خونه
بعدش تصمیم گرفتی به دوستت زنگ بزنی کلی باهاش حرفیدی ولی هنوز ساعت نه بود تصمیم گرفتی بری بیرون و خرید کنی داشتی تو مرکز خرید دور میزدی که کوکو با یه دختر دیدی
وقتی باهاش قهری
خب منم ا/تم که من ات مینویسم و همسر جئون هستم
نور خورشید باعث بیدار شدنت شد نگاهی یه ساعت کردی ده و نیمو نشون میداد و مثل همیشه جونگکوک کنارت نبود عادت کرده بودی رفتی صبحانه خوردی و راهی شرکت شدی بعد انجام کلی کار خسته کننده ساعت پنج و نیم خونه رسیدی خیلی خسته بودی عادت داشتی دوش کوتاهی بعد کارت بگیری و رفتی حموم و برگشتی
به کوک زنگ زدی
بوق بوق
کوک. سلام چاگی حالت چطوره؟
ات. سلام مرسی، خوبم. ددی کی میای خونه
کوک . نمیدونم تو منتظرم نباش دیر میام
ات. هوفف باشع بای
از زبان ات: هعی خودااا پوکیدیم تو این خونه
بعدش تصمیم گرفتی به دوستت زنگ بزنی کلی باهاش حرفیدی ولی هنوز ساعت نه بود تصمیم گرفتی بری بیرون و خرید کنی داشتی تو مرکز خرید دور میزدی که کوکو با یه دختر دیدی
- ۲۱.۴k
- ۲۹ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط