p

p2
لونا:(تمام توانش رو جمع کرد تا راه بره همین که خواست راه بره یهو افتاد زمین)

تهیونگ:بذارید کمکتون کنم(از دستاش گرفت بلند کرد با دستاش دست های لونا
رو پاک میکرد)همین که نگاهش به صورت لونا خورد....

تهیونگ:ل..ونا عزیزم(کشید تو بغلش)

لونا:ولم کنننن

تهیونگ:میدونی چقدر دنبالت گشتم چی چی رو ول کنم نگا به خودت بنداز

لونا:حالم هم هر جور باشه من با تو نمیام

تهیونگ:من حرفای تو رو شنیدم تو مال منو شنیدی؟؟

لونا:هه حرف؟نخیر آقای کیم بگو لاپوشونی کردن

تهیونگ:خودت میدونی چقدر عاشقتم لطفا به حرفم فقط اینبار گوش کن

لونا:(نگاه کردم به چشماش داشت التماس میکرد که به حرفاش گوش بدم ناچار گفتم باشه)

تهیونگ:پس بیا بریم هتل باشه؟

لونا:هتل چرا

تهیونگ:چند روز دیگه پرواز دارم

لونا:آها باشه

(رفتن تو)
تهیونگ:(یه آهنگ ملایم گذاشت رفت دوتا شربت آورد گذاشت جلوش) شربت مورد علاقت هست*لبخند

ویو لونا:همین که خواستم شربت رو بخورم که.....
《۸ لایک
۸ کامنت》
دیدگاه ها (۱۰)

زبان کره ایی

p3ویو لونا:همین که خواستم شربت رو بخورم دیدم زنگ در خورد تهی...

با صدای شکسته شدن لیوان به خودم اومدم رفتم دیدم از دستش خون ...

p1ویو تهیونگ:چند وقتی از کات منو لونا می گذشت ولی نمیتونستم ...

تو از خودمم برام بهم تری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط