p

p8

_ پس فردا توی بار میبینمتون

& بله.. با اجازه

" جیمین ویو "

ات و جینا قدم زنان و اروم راه میرفتن..

ات داشت گریه میکرد..

نکنه بخاطر من داره گریه میکنه.. من اذیتش کردم؟ کار منه؟؟

از دور یواشکی دنبالشون میرفت..

+ هققق.. ج.جینااا... من نمیتونم بدون جیمین ادامه بدم.. اخه چرا باید اینجوری کنه *گریه*

من.. من چیکار کردم باهاش؟ یعنی داره بخاطر من خودشو زجر میده؟

ولش کن.. اون.. اون یه هرزست...

به سمت خونه راه افتادم..

گوشیم زنگ خورد و اسم تهیونگ نمایان شد

_ بله؟

÷ چیشد؟

_ هیچی.. یکن زر زر کرد بعد گفتش فردا برم بار تا قراردادو کامل کنیم

÷ نمیخوای برگردی به ات؟

_ به تو چه

÷ اتفاقا به من مربوطه.. میدونم که دیدیش و حتی باهاش دعوا کردی

_ خب چیکار کنم؟

÷ اون دختر گناه داره.. واقعا بخاطر یه بغل با پسرداییش اینجوری میکنی؟!

_ تو از این چیزا سر در نمیاری

÷ چی بگم بهت

و بعدش قطع کرد

شاید راست میگفت؟

الان این دختر جـ.ـندس یا یه بیگناه؟

اه ولش کن.. چرا باید بهش فکر کنی..

" فلش بک به ۴ سال قبل.. ویو جیمین"

همینجوری نشسته بودم پشت میز کارم توی اتاق

سرم خیلی شلوغ بود و داشتم کار میکردم..

در اتاق باز شد و یه جوجه کوچولو ( ات ) اومد تو..

+ جیمین شیییی

_ جونم

+ چرا دیگه بغلم نمیکنی؟

_ من بغلت نکردم؟

+ نههه دو روزه خودم میام بغلت.. همیشه صدام میزدی بیام بغلتتت

_ حالا چه فرقی داره؟ *خنده*

+ اخه وقتی صدام میکردی بیام بغلت خوشحال میشد

_خب بیا بغلم..

دستامو باز کردم و پرید توی بغلم..

نشست روی پام و سرشو گذاشت روی شونم

چند دقیقه گذشت.. آروم آروم گردنمو بوس میکرد

_ عشقم.. من خیلی کار دارم میشه یک ساعت دیگه بیام بغلت کنم؟

+ نهه.. خب تو کارتو بکن چیکار من داری..

خودشو بیشتر بهم چسبوند و پاهاشو دورم حلقه کرد

+ من تکون نمیخورم

_ باشه فسقلی *خنده*

+ دوست دارم جیمینی

_ منم عاشقتم جوجه

" زمان حال "

نفهمیدم چیشد که یاد این خاطره افتادم

و دیدم دارم گریه میکنم..

اره درسته.. من عاشق اتم

من میخوامش

ولی بعد اینکه اونجوری زدمش و دعواش کردم چجوری برم تو روش وایستم بگم میخوامت؟

اه.. لعنتی
دیدگاه ها (۹)

p7 ات رو دید که کاملا ناراحت و افسرده بود و با جینا قدم میزد...

p⁶جیمین.. یه حسی داشت که قابل توصیف نبوداز دیدن ات ذوق کرده ...

سناریووقتی سرت داد میزنن و یهو بهت سیلی میزنن❤️‍🩹( به عنوان ...

p⁵یهو یکی ات رو صدا زد.. همون پسردایی حروم/زادش بود.. دوید س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط