عاشقانهها ali

دیدگاه ها (۱)

دختری از کوچه باغی میگذشتیک پسر در راه ناگه سبز گشتدر پی اش ...

چون زلزله ای آب و گلم میلرزددریا و تمام ساحلم میلرزدکافی ست ...

منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار ...

من نمی‌دانم- و همین درد مرا سخت می‌آزارد -که چرا انسان، این ...

محمودِ‌درویش‌میگهه:-تو‌نه‌دوری‌تا‌انتظارت‌کشم،‌و‌نه‌نزدیکی‌ت...

لایک و فالو یادت نره🙌🏻🩵

لایک و فالو یادت نره🙌🏻🩵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط