اسید جدید👁👄👁

اسید جدید👁👄👁

چند دقیقه بعد

سکوت آرومی توی خوابگاهه.

هایا: 👁👄👁

«مگومی...»

مگومی: «هوم؟»

هایا: «فکر کنم برای یخچال اسم انتخاب کردم...»

سکوت.

مگومی: 😐

مگومی: «...»

مگومی: «گفته بودی این کارو نمی‌کنی.»

هایا: «نظرمو عوض کردم.»

💀

مگومی: «اسمش چیه؟»

هایا: 👁👄👁

«زهرا.»

سکوت.

مگومی: 😐

مگومی: «...»

شونه‌هاش یه کم می‌لرزه.

هایا: 👁👄👁

«داری می‌خندی؟»

مگومی: «نه.»

شونه‌ها بیشتر می‌لرزن.

هایا: «داری می‌خندی.»

مگومی: «نه.»

هایا: «داری.»

مگومی: «نه.»

هایا: «داری.»

مگومی: «...»

یه صدای خفه درمیاد.

مگومی: «پفففففف—»

💀💀💀

هایا: 😲

هایا: «تو خندیدی!»

مگومی: 😐

«اثباتش کن.»

هایا: «با گوشام شنیدم!»

مگومی: «مدرک کافی نیست.»

😂

هایا خیلی جدی میره جلوی یخچال.

🧊

هایا: «سلام زهرا.»

مگومی: 💀

هایا: «امیدوارم روز خوبی داشته باشی.»

مگومی برمی‌گرده اونور که نخنده.

هایا: «مگومی.»

مگومی: «هوم؟»

هایا: «فکر کنم زهرا ازت خوشش نمیاد.»

مگومی: 😐

«چرا؟»

هایا: «چون بهش خندیدی.»

مگومی: «به اسمش خندیدم.»

هایا: 😤

«توهین به زهرا ممنوع.»

💀

همون لحظه یخچال یه صدای معمولی درمیاره:

🧊

وووووممم

هایا: 👁👄👁

هایا: «دیدی؟ جوابمو داد.»

مگومی: 😐

مگومی: «من دیگه هیچ تلاشی برای متوقف کردن این روند نمی‌کنم.»

هایا: 😌

«تصمیم درستی گرفتی.»

و این‌گونه...

فهرست رسمی ساکنین اتاق کامل شد:

🧱 جواد (دیوار)

🛏 احمد (تخت)

🚪 سکینه (کمد)

💡 مش رحیم (چراغ)

🧹 عباس (جاروبرقی)

🪟 ممد (پنجره)

🧊 زهرا (یخچال)

مگومی: 😐

«می‌ترسم بپرسم اسم قاشق‌ها چیه.»

هایا: 👁👄👁

«اتفاقاً درباره‌شونم فکر کردم...»

مگومی: «نه.»

😂💀✨
دیدگاه ها (۴)

یکی میگه این چیه پسر عمم برام فرستاده؟👁👄👁

زارت جدید👁👄👁از هایا🗿ریدم🌚بدون بیس و قالبببع🗿🗿🗿🗿🗿

به عکس دقت نکنید👁👄👁تو پینترست پیج زدم🗿...بلد نیستم پست بزارم...

ساخت خودوم👁👄👁

خب چت جی پی تی درست شد..منم‌ یکی از سمی ترین سناریو هام رو ا...

P⁶فیلیکس: اول اسمش چیه بورام : ج فیلیکس: آخر اسمش بورام : ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط