چشم هایم را

چشم هایم را
من امشب می فرستم
صحن اسماعیل طلا
روبروی گنبد زرد و طلایی رنگ تو
تا که مثل یک کبوتر
دور این گنبد بگردد
یا رضا جان یا رضا جان گوید و
جانش سپارد
در ره عشق تو مولای خراسان
دیدگاه ها (۱)

دامان خود را باز کنامشب زمیناز آسمان بوی کرامت میرسدبهر قلوب...

آهوی دلم گمشده در دشت وبیابان خراسان بر تور یکی خورد و گرفتا...

و فردا شب.....زمین و آسمان غوغا بگردددر رحمت دوباره عاشقانهب...

دوباره صدای نقاره هاذهنم را به آشوب کشیدهتشنه ام اما زبان خش...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.22صبح روز بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط