پارت ²⁶

پارت ²⁶
+( صدای باز شدن در اتاق اومد ولی چرا قفلش کرد ؟ برقا خاموش بود چیزی نمیدیم چراغ آباژور رو روشن کردم با دیدن صحنه رو به روم پاهام سنگین شده بود و راه رفتن برام سخت بود .
چ چرا سر و روش انقد خونیه نمیتونست سر پا ویسه بلافاصله به زمین افتاد به سمتش با سریع ترین حالت ممکن حرکت کردم و از پشت کمکش کردم تا بلند شه .)

+ چت شده ( گریه )
_ دستت رو بردار
+ ( از درد زمین رو چنگ میزد با دقت که نگاه کردم سر شونه راستش خونریزیه شدیدی داشت اون تیر خورده بود ! ) کمکت میکنم بشینی سر تخت
+ ب باید بری بیمارستان بلند شو
_ بشین کسی نباید بفهمه
+ چیشده چرا اینجوری شدی چرا خونه نیومدی
_ لازم نیست بدونی
+ بسه ( داد ) نمیشه بدونی به تو ربطی نداره خسته نشدی انقد این حرفا رو بهم زدی
_ زنگ بزن به دختر
+ کدوم دکتر الان حاضر میشه بیاد اینجا آخه
_ انقد باهام بحث نکن فقط کاری که میگم رو کن ( عربده )
+ ( روی تخت نشستم و بدونه توجه بهش شروع کردم بلند بلند گریه کردن )
_ چی وای خدا الان شبیه بچه دو ساله ها که برا عروسکشون گریه میکنن شدی من درد دارم تو چته
+ چرا تو درد داری ( گریه )
_ بیخیال گوشیم رو بده تا تو زنگ بزنی از درد مردم
+ بیا
_ باید بریم عمارت خودم به دکتر گفتم بره اونجا
+ چی نمیام
_ کسی نباید بفهمه من چیزیم شده وگرنه از این موقعیت سواستفاده میکنن تا بهت آسیب برسونن
+ میترسم خیلی میترسم از این که تو درد میکشی میترسم( گریه )
( دست گرمش رو کنار صورتم حس کردم و چشمام رو باز کردم )
_ با وجود تو پیشم دردش کمتر حس میشه
بلدی ماشین برونی ؟
+ یه کم مگه راننده نداری ؟
_ آره ولی اونام نباید بفهمن کمکم کن تا بریم
+ باشه ( معلوم بود درد داشت اما به روی خودش نمی‌آورد )
_( خیلی درد داشتم اما نمیتونستم جلوی اون بروز بدم و بیشتر از این بترسونمش )



لایک ۱۲۵
بازنشر ۴۰
دیدگاه ها (۳۳)

ولی بین این دوتا یه رابطه دیرینه بوده ها.شاید اصلا بخاطر همی...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

ادامه پارت ۴معجون رو باز کردم و سر کشیدم. طعمش تلخ بود، ولی ...

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 170♡⁠。⁠)⁩یه بخش...

پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط