دیده بستی و ندیدی
دیده بستی و ندیدی
که چه آمد به سرم
رفتی و شعله زدی باز
به عمق جگرم
شور عشق تو
جوان کرد مرا ورنه ز نوح
خوب گر بنگری ام
چند شبی پیرترم...
که چه آمد به سرم
رفتی و شعله زدی باز
به عمق جگرم
شور عشق تو
جوان کرد مرا ورنه ز نوح
خوب گر بنگری ام
چند شبی پیرترم...
- ۱.۵k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط