می گویند سیاهی چادرم ، چشم را می زند

می گویند سیاهی چادرم ، چشم را می زند
چشم آدم های حریس و هرزه را

چشم را که هیچ؛ خبر ندارند تازگی ها دل را هم میزند
دل آدم های مریض و بیمار دل را

از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست
دست و پای بی بند و باری را می بندم
دیدگاه ها (۱۰)

فرقی نمی کند...کجا...یا...کی...!در هیــاهوی این شهر...هرکجا ...

دختــــــــر باس خانوم باشه و باوقـــــــــــــــار..که آدم ...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط