راستش را بگو در زندگی قبلی ات

راستش را بگو در زندگی قبلی ات
یک لیوان شیر نسکافه ی داغ نبودی؟
تلخ
شیرین
گرم و خواستنی وبه شدت آرام بخش…
دیدگاه ها (۳)

دیروز با اول شخص بوده ایامروز با سوم شخصچه راحت با اشخاص راب...

People livePeople diePeople laughPeople crySome give upSome ...

Don’t count the years , count the memoriesسال ها را نشمار ، ...

ᥫ᭡𐚁عصر که آرام‌آرام از راه می‌رسد، عطر دل‌نشین چای در خانه م...

گریه کن عیبی ندارد، دل سبک تر میشوددر گلو بغضت بماند، چشم ِد...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

#میکاپ_آرتیست_من

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

تولد مبارک جنگکوکی

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرین پارت ۹:شیرینی یک شروع دوبار...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط