به زیر بارش باران شب دیدار می چسبد

به زیر بارش باران شب دیدار می چسبد
کنار پیچک ایوان لب دلدار می چسبد

غروب سرد پاییزی که رو در روی من هستی
گلایه های بیجای توام بسیار می چسبد

میان کوچه ی تنگی که از عابر تهی باشد
سراپای تو را بوسه زدن هر بار می چسبد

ببردم آس قلبت را ولی چشمت کند حاشا
ز من لبخند از این عشق و ز تو انکار می چسبد

تو با این ناخوش احوالی مرا از خود چه میرانی
که هم آغوشیم با آن تن تبدار می چسبد

بیفشان خرمن گیسو به روی لعل لب هایت
که وقت شب تماشای گل انار می چسبد

در این شب های تنهایی که ماهت نیمه عریان است
به همراه غزل هایم چه خوش گیتار می چسبد

دیدگاه ها (۱)

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

زیر بارشِ باران شبِ دیدار میچسبدکنار پیچکِ ایوان لبِ دلدار م...

‌ لمس ڪُن صدایِ مراڪه احساسم عریان استدر آغوش گرم تویک بلبلِ...

شبست و چشم من و شمع اشکبارانندمگر به ماتم پروانه سوگوارانندچ...

ای بسر زلف تو سودای من وز غم حجران تو غوغای من لعل لبت شهد م...

دلم را برده از دستم نگاری خوش قد و بالادو چشم نیلگون او لب ل...

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق ها سَری ای تک گُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط