𓆩 پارت ۵۷ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۵۷ 𓆪 🖤

ات از دست جیمین فاصله گرفت و گفت:

— دیگه بهت اعتماد ندارم، جیمین!

لبخند جیمین محو شد. چند لحظه سکوت کرد و بعد آرام گفت:

— می‌دونم... ولی بهم فرصت بده درستش کنم.

ات با چشمانی اشک‌آلود نگاهش کرد.

— اگه دوباره بهم دروغ بگی، برای همیشه از زندگیت می‌رم.

جیمین نزدیک شد و جواب داد:

— این بار به‌جای حرف، با عمل ثابت می‌کنم که لیاقت اعتمادت رو دارم.

ات چیزی نگفت و از اتاق بیرون رفت.

جیمین گوشی‌اش را برداشت و با عصبانیت شماره‌ای گرفت.

— می‌خوام بدونم کی پشت این ماجراست... همین امشب پیداش کنین!
دیدگاه ها (۰)

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط