خاطرم هست گریه ی مادر

خاطرم هست گریه ی مادر

حال و روز مرا به هم می ریخت

قطره قطره نمای گنبدتان

از دو چشمان مادرم می ریخت



منم آن کودکی که صدها بار

گم شدم در میان زائرها

کاش پیدا نمی شدم هرگز

مثل قافیه های شاعرها



یادتان هست اولین دفعه

ذوق کردم برای گلدسته؟

من همان کودکم که با لطفت

قد کشیدم به پای گلدسته



پایِ بستِ حرم شدم پابست

دل خود را به پنجره بستم

آنقدر از شرابخانه ی تو

آب انگو خورده ام مستم



تا میان حرم رسیدم از -

قید و بند جهان شدم آزاد

آدم احساس می کند شاه است

بعد سجده میان گوهرشاد



تو و ایل و تبار تو سلطان

بنده ی بنده زاده ات هم من

سرور خانواده ی من تو

نوکر خانواده ات هم من



هرکجا خورده ام زمین گفتم

"یار بی دستی ام امام رضاست"

بارها گفته ام فقیرم من

"همه ی هستی ام امام رضاست"

گردنم زیر دین لطف شماست

من نمک گیر این حرم هستم

جای دیگر ندارم آقاجان

من که زنجیر این حرم هستم



سروَری که در این حرم دیدم

با گداها کنار می آید

دل ما را ببند یک گوشه

گاه این دل به کار می آید



تو به ما لطف کرده ای دائم

ولی از ما همیشه لجبازی

این گدا هم گدا نشد آخر

نکند دورمان بیندازی؟
دیدگاه ها (۳)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

فراتر از خویش

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

From Hatred to My Love

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط