فیک(برادرمن)پارت۳

فیک(برادرمن)پارت۳
+سانزو نفس بگیر سرم درد میکنه اون اشغال هم تهدیدم کرد که باهاش ازدواج کنم و من به سمت راست ترین نقطه بدنم حرفاش گرفتم
😐😐_÷/
+یک سوال من الان کدوم گوریم؟؟
_اممم توی عمارت دوستم
+اومم حالا آیزک چیشد؟
ذهن سانزو(نمیتونم بگم طرف کشتم)
_ولش کن من برم کار دارم بایییی کله بنفشی ها مراقب خواهرم باشین
÷/حله داش(ذهن ریندو و ران)
*اومم سانزو عجب خواهری داره خوش اندام پوست سفید مواهای سفید چشم های آبی بسیار زیبا چهره کیوت و در عین حال جذاب کاملا سکسیه اههه دلم میخواد همین الان اون کار بکنم شتت فکر کنم داریم تحریک میشیم *
÷/ما بریم الان میایم
+باشه
*ذهن ات*
حتی اسمشون نگفتن و رفتن یعنی چیشده هاا الان بادم اومد گفتن که عضو باند بانتن هستن
دیدگاه ها (۱)

فیک(برادر من)پارت ۴*ران و ریندو برگشتن*+ اسمتون چیه÷من ریندو...

فیک (برادر من)پارت۲*سانزو ویو*_امروز مایکی یک ماموریت برای م...

...

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط