لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدم

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدم
شاعران مست ترین طایفه هشیارند!

بی خود از حال شدن گرچه گناه است، ولی
شاعری جرم قشنگی‌ست اگر بگذارند!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

جمعه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالیدر ح...

عصر جمعه دختری‌ست که:دلتنگ می‌شود، غروب می‌گیردبغض می‌کند، ش...

جمعه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالیدر ح...

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدمشاعران مست ترین طایفه هشیارند...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

۱-از بچگی دوستت داشتم🪼🩵

پارت بیست و ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط