لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدم

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدم
شاعران مست ترین طایفه هشیارند!

بی خود از حال شدن گرچه گناه است، ولی
شاعری جرم قشنگی‌ست اگر بگذارند!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

جمعه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالیدر ح...

عصر جمعه دختری‌ست که:دلتنگ می‌شود، غروب می‌گیردبغض می‌کند، ش...

جمعه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شمالیدر ح...

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدمشاعران مست ترین طایفه هشیارند...

KIM V

اسم رمان : رزق پارت سهویو زهرا با نور خورشید از خواب بیدار ش...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 57・⁠]⁠ᕗمطمینم دوست نداشت بپذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط