عشق من
عشق من
p17
یه پسر خوشتیپ قد بلند امد
کوک:این عوضی کی امد
یوها:پسرم ما دربارش حرف زدیم
کوک:نه توبه من نگفتی این عوضی قراره امروز بیاد
تهیونگ:پسر اروم باش اروم
جک:تهیونگ راست میگه پسر عمو اروم باش حالا وقت هست برا این حرفا ناسلامتی تازه رسیدما
کوک:من توعه عوضی رو
داشت میرفت سمتش که منو نامجون گرفتیمش
نامجون:کوک به خودت بیا
کوک:ولم کن هیونگ
یوها:بسه پسرم بسه
جک:جونگکوک این رفتار خوبی نیست با مهمون
کوک:من بهت یه مهمونی نشون بدم
تهیونگ:ا.ت بدو ببرش بالا بدو
اخه چرا من
ا.ت:باشه
ا.ت:بیا بریم جونگکوک لطفا
کوک:ا.ت ولمکن*عصبی
صورتشو گرفتم تو چشمایی که از عصبانیت پر بود زل زدم
ا.ت:جونگ کوک بیا بریم ببین مین هو ام ترسیده باشه
تا اسم مین هو رو اوردم برگشت نگاهی بهش انداخت مین هو داشت گریه میکرد
نفشو بیرون دادو رف منم زود رفتم سمت مین هو
ا.ت:نترس فندوقم بیا بغلم
بغلش کردمو بردم اتاقش
مین هو:عمو....
ا.ت:هیشششش عموت یکم خسته است به خاطر این یکم عصبی شد اما بخوابه خوب میشه وقتی استراحت کنه حالش خوب خوب میشه
این هو:واقعا
ا.ت:معلومه قشنگم
در زده شد برگشتم ببینم کیه
تهیونگ:مزاحم که نیستم
ا.ت: این چه حرفیه بفرمایید
مین هو:عمو تهیونگ
تهیونگ:جانم
مین هو:من بستنی میخوام
تهیونگ:اووووو موش کوچولوی من بستنی میخواد
مین هو:اره
تهیونگ:پس بیا یه کاری کنیم
مین هو:چیکار
تهیونگ:تو برو پایین منتظرم باش من یکم با ا.ت حرف دارم باشه
مین هو:باشه عمو
بدون بدو رفت بیرون
ا.ت:با من حرفی داشتین
تهیونگ:لطفا با من رسمی صحبت نکن
ا.ت:چشم یعنی باشه
تهیونگ:😂
تهیونگ:ا.ت من از همه چیز خبر دارم یعنی همه پسرا خبر دارن
ا.ت:من چون اقای چئون درخواست کردن نتونستم رد کنم من....
تهیونگ:من منظورم این نیست چرا اینکارو کردی بدتر متشکرم لطفا تو این مدت مراقب جونگ کوک باش اون شاید نشون بده که خیلی قویه اما اونم به کمک نیاز داره این روزام به خودش خیلی سخت میگیره
ا.ت:حتما اما چرا اینارو به من میگین
تهیونگ:جونگ کوککسی نیست که بی دلیل کسی رو انتخاب کنه حتما دلیلی بوده که تورو به انوان دوست دخترش انتخاب کرده
ا.ت:قلابی
تهیونگ:قلابی*با خنده
تهیونگ :بهتره برم دیر کردم مین هو میکشتم
سرمو به نشونه باشه تکون دادم از اتاق زد بیرون عذاب وجدان داشت میکشتم اون به من اعتماد کرده بود و من. من برای چی اینجام
رفتم سمت اتاق کارش در زدم اما جواب نداد دستگیره درو پایین دادم اما در قفل بود
حتما هنوز عصبیه بهتره یکم تنهاش بزارم رفتم پایین
ادامه کامنت.........
p17
یه پسر خوشتیپ قد بلند امد
کوک:این عوضی کی امد
یوها:پسرم ما دربارش حرف زدیم
کوک:نه توبه من نگفتی این عوضی قراره امروز بیاد
تهیونگ:پسر اروم باش اروم
جک:تهیونگ راست میگه پسر عمو اروم باش حالا وقت هست برا این حرفا ناسلامتی تازه رسیدما
کوک:من توعه عوضی رو
داشت میرفت سمتش که منو نامجون گرفتیمش
نامجون:کوک به خودت بیا
کوک:ولم کن هیونگ
یوها:بسه پسرم بسه
جک:جونگکوک این رفتار خوبی نیست با مهمون
کوک:من بهت یه مهمونی نشون بدم
تهیونگ:ا.ت بدو ببرش بالا بدو
اخه چرا من
ا.ت:باشه
ا.ت:بیا بریم جونگکوک لطفا
کوک:ا.ت ولمکن*عصبی
صورتشو گرفتم تو چشمایی که از عصبانیت پر بود زل زدم
ا.ت:جونگ کوک بیا بریم ببین مین هو ام ترسیده باشه
تا اسم مین هو رو اوردم برگشت نگاهی بهش انداخت مین هو داشت گریه میکرد
نفشو بیرون دادو رف منم زود رفتم سمت مین هو
ا.ت:نترس فندوقم بیا بغلم
بغلش کردمو بردم اتاقش
مین هو:عمو....
ا.ت:هیشششش عموت یکم خسته است به خاطر این یکم عصبی شد اما بخوابه خوب میشه وقتی استراحت کنه حالش خوب خوب میشه
این هو:واقعا
ا.ت:معلومه قشنگم
در زده شد برگشتم ببینم کیه
تهیونگ:مزاحم که نیستم
ا.ت: این چه حرفیه بفرمایید
مین هو:عمو تهیونگ
تهیونگ:جانم
مین هو:من بستنی میخوام
تهیونگ:اووووو موش کوچولوی من بستنی میخواد
مین هو:اره
تهیونگ:پس بیا یه کاری کنیم
مین هو:چیکار
تهیونگ:تو برو پایین منتظرم باش من یکم با ا.ت حرف دارم باشه
مین هو:باشه عمو
بدون بدو رفت بیرون
ا.ت:با من حرفی داشتین
تهیونگ:لطفا با من رسمی صحبت نکن
ا.ت:چشم یعنی باشه
تهیونگ:😂
تهیونگ:ا.ت من از همه چیز خبر دارم یعنی همه پسرا خبر دارن
ا.ت:من چون اقای چئون درخواست کردن نتونستم رد کنم من....
تهیونگ:من منظورم این نیست چرا اینکارو کردی بدتر متشکرم لطفا تو این مدت مراقب جونگ کوک باش اون شاید نشون بده که خیلی قویه اما اونم به کمک نیاز داره این روزام به خودش خیلی سخت میگیره
ا.ت:حتما اما چرا اینارو به من میگین
تهیونگ:جونگ کوککسی نیست که بی دلیل کسی رو انتخاب کنه حتما دلیلی بوده که تورو به انوان دوست دخترش انتخاب کرده
ا.ت:قلابی
تهیونگ:قلابی*با خنده
تهیونگ :بهتره برم دیر کردم مین هو میکشتم
سرمو به نشونه باشه تکون دادم از اتاق زد بیرون عذاب وجدان داشت میکشتم اون به من اعتماد کرده بود و من. من برای چی اینجام
رفتم سمت اتاق کارش در زدم اما جواب نداد دستگیره درو پایین دادم اما در قفل بود
حتما هنوز عصبیه بهتره یکم تنهاش بزارم رفتم پایین
ادامه کامنت.........
- ۹.۸k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط