گاهي دوست دارم
گاهي دوست دارم
براي نزديك شدن به تو سيگار بكشم...
تا شايد مرا ببوسي !
گاهي بودن يا نبودنت مهم ميشود...
از چشمان تو ميشود زوايا را روشن ديد
مثل چشمان ماهي
وقتي به تور مي افتد
من همان پرستويي هستم
كه از چشم تو جا مانده...
سخت است به بن بست رسيدن و برگشتن...
سخت است چيده شدن و خوشبو ماندن...
من ياد ندارم بخوابم
و تورا نبينم
من هميشه با تو ميرقصم
و تو موهايم را نوازش ميكني
و من عطر تو را ميگيرم
من هروز تورا در آينه ميبينم
و ميگويم كه چقدر دوستت دارم....
ميدانم
روزي ميرسد
كه در را باز ميكنم
و تو ميگويي
تمام خوابهايت واقعيت داشت....
براي نزديك شدن به تو سيگار بكشم...
تا شايد مرا ببوسي !
گاهي بودن يا نبودنت مهم ميشود...
از چشمان تو ميشود زوايا را روشن ديد
مثل چشمان ماهي
وقتي به تور مي افتد
من همان پرستويي هستم
كه از چشم تو جا مانده...
سخت است به بن بست رسيدن و برگشتن...
سخت است چيده شدن و خوشبو ماندن...
من ياد ندارم بخوابم
و تورا نبينم
من هميشه با تو ميرقصم
و تو موهايم را نوازش ميكني
و من عطر تو را ميگيرم
من هروز تورا در آينه ميبينم
و ميگويم كه چقدر دوستت دارم....
ميدانم
روزي ميرسد
كه در را باز ميكنم
و تو ميگويي
تمام خوابهايت واقعيت داشت....
- ۶۰۱
- ۲۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط