چشمانت را مےبوسم

چشمانت را مےبوسم

ڪہ گریستہ‌اند براےِ عشق

لبانت را ڪہ

سڪوت ڪرده‌اند براےِ عشق

وگونہ‌هایت را ڪہ

از عشق داغ است

امّا براےِ دڸِ بےتابت

چہ مےتوانم ڪرد

جز دوست داشتن تو
دیدگاه ها (۳)

شبیه قاصدک های رها در دشت میدانملبت بر باد خواهد داد روزی دو...

میگفت اگر دوسٺم داری ثابٺ ڪنقســـــم بخـــــورچشمهـایش را بو...

زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکن...

مـــردانـــــــه تر عاشقــــــــــم بـــــاش…تا بـــــبیــنے...

عاشقانه های شبنم

💖🕊از تـــــو همـه چيزت را دوسـت دارمتا دكمه هاے پيراهنت حتـی...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط