پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است

پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است

نوازش کن مرا با دست های خیس از عشقت

سرم را سخت در بر گیر

که می خواهم ببارم من به دشت شانه هایت

مرا بنگر چنان کز عشق آتش گیرد

این غمهای پنهانم

مرا بنشان چنان که از ماه رویت

چراغانی شود شبهای بیابانم

بیا

بیا بنگر بیا بنشان

بیا آتش بزن درد های بی پناهی را

بیا بر هم بزن رسم جدایی را

بیا کز دوریت جانم بیابان است

بیا بنگر که نام تو

در این شبهای تنهایی

مرا می سوزاند

پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

به آه در گلو بشکسته سوگند ...

⭕️ به آه در گلو بشکسته سوگند..خدایا بنده ای درد آشنایمبه سر ...

⭕️ به آه در گلو بشکسته سوگند ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

سارا بهادری شاعر ایرانی

ساقی امشب باده از بالا بریزباده از خم خانه مولا بریزباده ای ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط