ازدوستی ام سوخت دل خویش به صد داغ*

ازدوستی ام سوخت دل خویش به صد داغ*
بیگانه نکرد آنچه دل خویش به من کرد*
دیدگاه ها (۱)

نعمت روی زمین قسمت پرویان است*خون دل میخورد آنکس که حیایی دا...

مرا بگذار تا گریم شب و روز * تو مادر مرده را شیون میاموز *

ای غایب از نظربه خدا می سپارمتجانم بسوختی وبدل دوست میدارمتم...

رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش ا...

خورشید غروب نکرد؛ در دل‌ها طلوع کرد#باید_برخاست#بدرقه_سید_خر...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

فراق و دوریت دیوانه ام کردچو مجنون راهی میخانه ام کردچنان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط