من به شخصه هیچ وقت اون تایمایی که

من به شخصه هیچ وقت اون تایمایی که
" نااُمیدی مطلق وجودمو فراگرفته بود ُ
زیرِ انبوهی از مُشکِلات و سختیا داشتم جون میدادَم ُ
فقط یه کم دیگه فشار لازم بود واسه نقطه گذاشتَن سرِ خط این زندگی ُ
تو با بودنِت و حرفاتُ و قشنگیات ،
که باعث شدی فقط یکَم دیگه دووم بیارم واسه رسیدن به قسمتِ قشنگِ ماجرا ؛
رو فراموش نمیکنم ..🩵🫶🏻 :))))
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۴

قسمت 9واج بلا..کم مشکلات مختلف شروع به خودنمایی کرد … سنگ پش...

my boyfriend

p4ا.ت نگاه صفحه کرد و شونه ای بالا انداخت و سعی کرد گریه نکن...

×قسمت هفت×پارت دوبه پاکان خیره شدمگوشه چشمش خیس بوددستشو برد...

حکایت نسرین خانم و گوجه فرنگی نسرین خانم متأهله و 35 سالشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط