ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند

ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند
و آن لعل فام خنده زد از جام لاجورد

باز آید آن بهار و گل سرخ بشکفد
چندین منال از نفس سرد و روی زرد
دیدگاه ها (۰)

من بر نخیزم از سر راه وفای تواز هستی ام اگر چه بر انگیختند گ...

بگذر شبی به خلوت این همنشین دردتا شرح آن دهم که غمت با دلم چ...

غافلگیرکردن و بازداشت بزرگترین باند سرقت منازل در تهران توسط...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

فراموشی

عصر کمرنگی می‌تازد ، با باد وحشی شبانه ای که از حالا شروع شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط