پارت
پارت ۳
ویو نویسنده :
ا.ت بدو بدو رفت تو اتاق و در رو قفل کرد و نشست گریه کردن اما بی صدا سونگمین هم رو مبل نشست و سرش رو گذاشت بین دستاش ، سونگمین پشیمون بود و بعد از گذشت دو ساعت رفت در اتاق رو زد
ـ ا.ت ترو خدا در رو باز کن ببخشید غلط کردم من عاشقتم من اون دوست عوضیت رو میزارم کنار ا.ت
+ ...
سونگمین هر چی در زد ا.ت در رو باز نکرد برای همین رفت کلید یدک رو آورد و دید که ا.ت کف اتاق بیهوش شده
ـ ا.ت بیدار شو ( با داد و تند تند چک میزنه تو صورت ا.ت و وقتی دید که بلند نمیشه ا.ت رو برآید استایل بغل کرد و برد بیمارستان )
ـ اقای دکتر زنم بیهوش شده کمک کنید ترو خدا
& آقا خونسردیتون رو حفظ کنید بزارینشون رو تخت
ا.ت رو گذاشت رو تخت و پرستار سونگمین رو بیرون کرد سونگمین تو راه رو منتظر ا.ت بود و همش گریه میکرد و خدا رو التماس میکرد که ا.ت سالم بمونه ، بعد از گذشت چهل و پنج دقیقه دکتر آمد بیرون
ـ آقای دکتر چیشده حالش خوبه
& خدارو شکر به موقع آوردنش نزدیک به سکته قلبی بود
ـ الان حالش چطور میتونم ببینمش
& بله میتونین ببینینش
ـ ممنونم
سونگمین سریع رفت پیش ا.ت
ـ ا.ت خوبی
+ سونگمین تو اینجا چیکار میکنی
ـ من پیشت بودم از همون اول
+ چشمات چرا قرمز
ـ چیزی نیست ی کمی گریه کردم
+بخاطر چی
ـ بخاطر تو
+ مگه من برات ارزش دارم😔
ـ معلومه که داری
+ اما ما قرار فردا طلاق بگیریم
ـ نه ا.ت
ویو نویسنده :
ا.ت بدو بدو رفت تو اتاق و در رو قفل کرد و نشست گریه کردن اما بی صدا سونگمین هم رو مبل نشست و سرش رو گذاشت بین دستاش ، سونگمین پشیمون بود و بعد از گذشت دو ساعت رفت در اتاق رو زد
ـ ا.ت ترو خدا در رو باز کن ببخشید غلط کردم من عاشقتم من اون دوست عوضیت رو میزارم کنار ا.ت
+ ...
سونگمین هر چی در زد ا.ت در رو باز نکرد برای همین رفت کلید یدک رو آورد و دید که ا.ت کف اتاق بیهوش شده
ـ ا.ت بیدار شو ( با داد و تند تند چک میزنه تو صورت ا.ت و وقتی دید که بلند نمیشه ا.ت رو برآید استایل بغل کرد و برد بیمارستان )
ـ اقای دکتر زنم بیهوش شده کمک کنید ترو خدا
& آقا خونسردیتون رو حفظ کنید بزارینشون رو تخت
ا.ت رو گذاشت رو تخت و پرستار سونگمین رو بیرون کرد سونگمین تو راه رو منتظر ا.ت بود و همش گریه میکرد و خدا رو التماس میکرد که ا.ت سالم بمونه ، بعد از گذشت چهل و پنج دقیقه دکتر آمد بیرون
ـ آقای دکتر چیشده حالش خوبه
& خدارو شکر به موقع آوردنش نزدیک به سکته قلبی بود
ـ الان حالش چطور میتونم ببینمش
& بله میتونین ببینینش
ـ ممنونم
سونگمین سریع رفت پیش ا.ت
ـ ا.ت خوبی
+ سونگمین تو اینجا چیکار میکنی
ـ من پیشت بودم از همون اول
+ چشمات چرا قرمز
ـ چیزی نیست ی کمی گریه کردم
+بخاطر چی
ـ بخاطر تو
+ مگه من برات ارزش دارم😔
ـ معلومه که داری
+ اما ما قرار فردا طلاق بگیریم
ـ نه ا.ت
- ۵.۰k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط