خبر نداری..

خبر نداری..
خبر نداری شبها چه غوغایی به پا میشود!
گمان برده ای آسوده سر جای خود خوابیده ای؟؟
بی هیچ زمزمه عاشقانه ای؟؟
بی هیچ عشق بازی لطیفی که تمام تنت را در بر گیرد؟؟
معشوق من!
تو فکر میکنی که آسوده خوابیده ای.. در من جهانیست که قوانینش برعکس آنچه مرسوم است هستند .. دزدان دنیای من شبها آزادانه تو را به سرقت میبرند .. دخترکان سرزمینم بی پروا بوسه بارانت میکنند..زنان سرزمینم برایت لالایی میخوانند و نوازشت میکنند ... و تو ... و تو چه زیبا خوابیده ای مردانه ترین چهره خدا !
محبوب من !
اگر میدانستی تماشای خوابیدنت چه لذتی دارد بارها خودت را به خواب میزدی وخودت را تماشا میکردی .. آنوقت میفهمیدی چرا خواب بر من حرام میشود و چه لذت عمیقی دارد این حرام های حلال !
تو جای من نیستی .. نمیدانی چه حس عجیبی ست عاشق تو بودن ...
آرام بخواب عزیزِ جانِ شبهای من ..
دیدگاه ها (۲)

درد بی درمان شنیدی؟حال من یعنی همین!بی تو بودن، درد دارد! می...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من این همه بی ...

قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی ...نامه عاشقیم را تو فقط می ...

ﺁﺩﻣﯽ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﯾﺎﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ؟ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺑﯽ ﻋﻘﻞ ﻣﻦ ﺩﺳﺘﺎ...

کدام شب؟کدام بخیر ؟کدام خواب ؟نگاه کن؛ اینجا در اتاق کوچکم ه...

کدام شب؟کدام بخیر ؟کدام خواب ؟نگاه کن؛ اینجا در اتاق کوچکم ه...

کدام شب؟کدام بخیر ؟کدام خواب ؟نگاه کن؛ اینجا در اتاق کوچکم ه...

بایدزخم هایم را ببندمبه بال کبوتری که سهمش از اسمانبه قدری ب...

خواستم بنویسم هیچ میدانی این آخرین متنیست که برایت مینویسم؟ه...

خواستم بنویسم هیچ میدانی این آخرین متنیست که برایت مینویسم؟ه...

خواب زمستانی مجلس!✍ محمدمهدی شیرمحمدی یکم: اقبال لاهوریوقت آ...

فرار میکنم از سکوتِ بی منطق شهر دیگر نمی ایستم مرد ماندن ن...

{سناریوی شماره ۷ } || پارت دهم || نام سناریوی:《شوخی مرگبار...

ثانیهـ ها نوشتهایم را بـ دستتـ میرسانند ، زیبایـ منـ💛اشکـ ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط