اونور این شب کلک

اونور این شب کلک
من و ترانه تک به تک
خونه میساختیم روی باد
دریا میریختیم تو الک
مسافرای کاغذی رد شده بودن از غبار
تو قصه باغی مونده بود شئ یه اسب بی سوار
گفته بودن صد تا کلید برای ما جا میزارن
مزرعه های گندمو برای فردا میزارن
فردا رسید و خوشه ای تو دست ما باقی نماند
سقف ستاره ها شکست رو سرمون طاقی نماند
دیدگاه ها (۱)

حالی به حالی شدم امشب چقده حالم بدهدم به دم هر دم دمای قلب م...

یه نفر اومده تو دل منوای از این دل دل غافل مندوسش دارم . دوس...

همیشه از گذشته نفرت داشتم از بیاد آوردن تو و تموم خاطراتمفکر...

تو سفرمون همیشه سین ستاره کم بودهمیشه تا رسیدن فاصله یک قدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط