پیر زنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخره. . .

پیر زنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخره. . .

صندوق دار داروخانه بهش گفت:
خوشکل خانم امر بفرمایید...
پیزنه فوری کمرشو راست کرد گفت:
رژ لب میخواستم عزیزم....
دیدگاه ها (۲)

lost leaves/رمان جیمین

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

عشقی حقیقی

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

پارت سوم گونهی درحالی که تمام بدنش می لرزید و کنترل لرزش دست...

professor Riddle, p50

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط