من عقربه ی ساعتم و خسته ی دردم

من عقربه ی ساعتم و خسته ی دردم
پس کی به تو من میرسم ای ثانیه گردم

تا پلک زدم آمدی و رد شدی از من
تو صبر نکردی و منم صبر نکردم

تو غیب شدی،غیب شدی،غیب شدی تو
من با خودم و فکر تو در حال نبردم

دنبال تو از زهره و خورشید گذشتم
مانده ست فقط جیب خدا را که بگردم

ای لاغر جذاب جدا بافته ی من
ای کاش بفهمی که من از داغ تو سردم

این ساعت پر استرس ای کاش بمیرد
وقتی که به تو میرسم ای ثانیه گردم!!!
دیدگاه ها (۳)

وقتی گریبان عدمبا دست خلقت می دریدوقتی ابد چشم تو راپیش از...

خانه بـه خانه، دَر بـه دَر، دَر پـی تـو دویده امشانه به شانه...

گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش سهم ما از عشق هم شد قسمت زج...

سلام مهربانمن دربامدادی ﺯﯾﺒﺎ ﯾﺎﺩتان ﻣﯽ ﮐﻨﻢ؛ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎیتا...

وقتی مافیا بود...تو داخل ایران زندگی میکردی و ارمی بودیتازگی...

My professor Chapter:2Part:34این فاصله ی کم با جئون یه دنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط