My cruel master

My cruel master

part:1

pov:ات

از خواب پاشدم ساعت ۶ صب بود رفتم حموم و ساعت ۶:۴۵ دیقه اومدم و حاضر شدم ساعت ۷:۱۰ دیقه بود رفتم پایین که دیدم عین روال همیشه بابام رو مبل خوابیده بود و شیشه مشروب دورش پر بود.

ات:خدا بگم چیکارت کنه مرد

رفتم دو لقمه صبحانه خوردم و رفتم دنبال یونسو(با یونسو تو کافه کار میکنن)بونسوعم بعد یه ربع اومد ساعت ۷:۴۵ دیقه بود رفتیم سوار تاکسی شدیم و رفتیم محل کارمون و لباسامون رو عوض کردیم

ات:طِی رو برداشتم و طی کشیدم و یونسوعم به سفارش مشتریا رسیدگی کرد

(🎀شب ساعت ۸ بود که کارامون تموم شد🎀)

ات: یونسو بدو دیگه

یونسو: اومدم اومدم

pov:ات

باهم رفتیم و یونسو رو رسوندم و خودمم داشتم میرفتم سمت خونه و سرم تو گوشی بود که یهو با یه چیز سفت برخورد کردم و سرمو اوردم بالا یه مرد جذاب بود که نگام کرد و خجالت کشیدم و معذرت خواهی کردم ولی در مقابل معذرت خواهیم هیچی نگفت و سریع رفتم خونه که دیدم بابام شر و صدا راه انداخته و داره اتاقم رو بهم میریخت سریع رفتم تو اتاقم

(باباش _)


ات: هی هی داری چیکار میکنی


_: پول میخوام

ات. یعنی چی که پول میخوام من که هرچی داشتم رو به بدهیای تو میدم

_: پول میخام بهم سه روز وقت دادن برای دادن پولم تو پول داری بهم پول بده

ات: چه پولی اخه پول ندارم

_: داری

ات: ندارم از اتاقم برو بیرون

_: من باباتم با من نباید اینجوری حرف بزنی

ات: بابا برو

که رفت بیرون

ات. هوففففف(در اتاق رو قفل کرد)

pov:ات

اتاقمو تمیز کردم و رو تختم دراز کشیدم و سیاهییی.....
دوباره رفتم حاضر شدم و رفتیم با یونسو کافه......................

pov:جونگکوک

جونگکوک:هرجور که شده باید محموله بره به سوریه

تهیونگ:اما غیر ممکنه بازرسیا خیلی بیش....

جونگکوک:همین که گفتم

تهیونگ:باشه باشه......راستی اون مرده کیم هنوز بدهکاریاشو صاف نکرده؟؟

جونگکوک:نه سه روز بهش وقت دادم اگه داد داد ، نداد میدونم باهاش چیکار کنم

تهیونگ:اوکی

#رمان دارای صحنه های اس*ماتی هست که هرکسی که خوشش نمیاد میتونه نخونه و کسی مجبورش نمیکنه.
#رمان‌اسمات
دیدگاه ها (۰)

My cruel masterpart:2pov:اتکارامون که تموم شد رفتیم خونه و ب...

jungkook part:🛐🛐🛐

معرفی رمان

رمان:ارباب خشن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط