ازادی(part 3)
ازادی(part 3)
*ویو جنا
چاره دیگه ای نداشتم و باید برمیگشتم به شرکت. رسیدم به شرکت و میدونستم که رئیس میخواد سرم کلی داد بزنه
رییس:چرا انقدر دیر کردی؟؟
جنا:خب من کریسو پیدا کردم و میخواستم بکشمش اما فرار کرد
رییس:احمق حداقل گیرش مینداختی که بگیم یه فایده ای داشتی
جنا:متاسفم
مایک:قربان بعد از تحقیقات متوجه شدیم که اثر انگشتش متناسب جنایت نیست.
رییس:اها اشکالی نداره
اوه راستی نگفتم،مایک همکار منه که یجورایی عزیز رئیسه. بزارید بهتر توضیحش بدم،توی زمان های دور مردم اعتقاد داشتن که زن ها و دختر ها نمیتونن تو گروه های مخفی کار کنن و اعتقاد داشتن که فقط پسر ها میتونن تو گروه مخفی کار کنن،رییس هم توی زمان های قبل زندگی میکرده و برای همین فکر میکنه که من تو گروه مخفی نمیتونم از پس خودم بر بیام و فقط قربون صدقه مایک میره و منو احمق خطاب میکنه. البته برای من مهم نیست چون هدف من این نیست که فقط برای ینفر کار کنم،من میخام کریسو پیدا کنم و دیگه از اون گروه مخفی ترک میکنم.
رییس:هوی جنا به چی داری فکر میکنی؟؟برو یه استراحتی بکن که 1 ساعت دیگه باز ماموریت داری!
جنا:باشه
رفتم سراغ اتاقم که میشه بهش گفت خوابگاه. وقتی وارد اونجا شدم خیلی کثیف و بهم ریخته بود
جنا:هوی شعور ندارین پاشین اینجا رو تمیز کنین
جک:گذاشتیم تو تمیز کنی!وظیفه دختر تو گروه مخفی همینه دیگه😂(همه خندیدن)
جنا:خوبه حالا مثل شماها فقط بخور بخواب ندارم یه ماموریت میرم. اصلا خودم تمیز میکنم نخواستم شماها تمیز کنین
جک:خوبه تمیز کن خدمتکار
یهو گوشیم به زنگ در اومد. رییس بود
جنا:بله رئیس
رییس:بدو یه ماموریت داری
جنا:اما یه ساعت نشد که
رییس:نمیدونم بدو بیا
جنا:باشه(قطع کرد)
جک:کجا میری خدمتکار؟هنوز که تمیز نکردی
جنا:من نوکر تو که نیستم یاد بگیر خودت تمیز کنی،اگه بلد نیستی میتونی از ننت یاد بگیری(همه خندیدن جز جک)
جک:چرا میخندین؟
ادامه پارت بزودی....
*ویو جنا
چاره دیگه ای نداشتم و باید برمیگشتم به شرکت. رسیدم به شرکت و میدونستم که رئیس میخواد سرم کلی داد بزنه
رییس:چرا انقدر دیر کردی؟؟
جنا:خب من کریسو پیدا کردم و میخواستم بکشمش اما فرار کرد
رییس:احمق حداقل گیرش مینداختی که بگیم یه فایده ای داشتی
جنا:متاسفم
مایک:قربان بعد از تحقیقات متوجه شدیم که اثر انگشتش متناسب جنایت نیست.
رییس:اها اشکالی نداره
اوه راستی نگفتم،مایک همکار منه که یجورایی عزیز رئیسه. بزارید بهتر توضیحش بدم،توی زمان های دور مردم اعتقاد داشتن که زن ها و دختر ها نمیتونن تو گروه های مخفی کار کنن و اعتقاد داشتن که فقط پسر ها میتونن تو گروه مخفی کار کنن،رییس هم توی زمان های قبل زندگی میکرده و برای همین فکر میکنه که من تو گروه مخفی نمیتونم از پس خودم بر بیام و فقط قربون صدقه مایک میره و منو احمق خطاب میکنه. البته برای من مهم نیست چون هدف من این نیست که فقط برای ینفر کار کنم،من میخام کریسو پیدا کنم و دیگه از اون گروه مخفی ترک میکنم.
رییس:هوی جنا به چی داری فکر میکنی؟؟برو یه استراحتی بکن که 1 ساعت دیگه باز ماموریت داری!
جنا:باشه
رفتم سراغ اتاقم که میشه بهش گفت خوابگاه. وقتی وارد اونجا شدم خیلی کثیف و بهم ریخته بود
جنا:هوی شعور ندارین پاشین اینجا رو تمیز کنین
جک:گذاشتیم تو تمیز کنی!وظیفه دختر تو گروه مخفی همینه دیگه😂(همه خندیدن)
جنا:خوبه حالا مثل شماها فقط بخور بخواب ندارم یه ماموریت میرم. اصلا خودم تمیز میکنم نخواستم شماها تمیز کنین
جک:خوبه تمیز کن خدمتکار
یهو گوشیم به زنگ در اومد. رییس بود
جنا:بله رئیس
رییس:بدو یه ماموریت داری
جنا:اما یه ساعت نشد که
رییس:نمیدونم بدو بیا
جنا:باشه(قطع کرد)
جک:کجا میری خدمتکار؟هنوز که تمیز نکردی
جنا:من نوکر تو که نیستم یاد بگیر خودت تمیز کنی،اگه بلد نیستی میتونی از ننت یاد بگیری(همه خندیدن جز جک)
جک:چرا میخندین؟
ادامه پارت بزودی....
- ۳.۱k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط