ز خویش کوچ کرده ام به شوق آشیانه ات

ز خویش کوچ کرده ام به شوق آشیانه ات

به شوق بوسه های گاه گاه بی بهانه ات


من از دو میوه ی لبت فریب خورده ام ببین

هبوط می کند سرم به روی خاک شانه ات


چنان کتیبه ها خدا تو را نوشت و مشکل است

گره گشایی از رموز زلف محرمانه ات


کمر به فتح موی تا کمر رسیده بسته ام

چگونه است با سپاه دست من میانه ات؟


"به تارهای موی او بداهه زخمه می زنم"

"بخواب" ساز من به بخت پوچ بی ترانه ات






سینا سازگاری اردکانی
دیدگاه ها (۳)

زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکنداصلا برای عشق سرم درد می کندزخ...

ای شهد لبت تحفه ی زنبورعسل هاابروی تو سرچشمه ی این شعر و غزل...

با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده امبا خودم یک خلوت جانانه برپ...

با خاطرات خوب و قشنگی که در من است هی گریه می کند دل تنگی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط