درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی به پسر کوچولوتون حسودی میکنه.....
ا/ت توی آشپزخونه مشغول آشپزی بود و توی خیالاتش غرق....
لینو با لبخند شیطون و کمی بازیگوش ا/ت رو از پشت بغل کرد
_آخیش....واقعا به این بغل نیاز داشتم
ا/ت که کمی جا خورد دستش رو روی دست لینو گذاشت
×عزیزم؟ کی اومدی خونه؟
_مدت زیادی نیست ولی....فکر کردم متوجه ی اومدنم شدی
×یکم توی فکر بودم بخاطر همین متوجه نشدم
_چه فکری؟
ا/ت میخواست جوابی بده که صدای پشت سرشون مانع شد....
پسر کوچولوشون با چشمای گرد و جدی به سمتشون دوید و با قدرت خیلی کمش سعی کرد پدرشو از مادرش دور کنه
جی وون: مامانم مال منه برو اونور دست بهش نزن
لینو با تعجب و یه تک خنده ی عصبی نگاهش کرد
_هه....این کوچولو خیلی شجاع شده هااا
ا/ت با لبخند به پسر کوچولوش نگاه کرد و گفت:
×عزیزم.....مامان درسته که مال توعه ولی یه ذره هم مال بابات...باشه؟ بابا گناه داره
پسر با افتخار سینه‌اش رو جلو داد و گفت:
جی وون: از اولشم میدونستم مال منی ولی فقط بخاطر تو میزارم یکم مال بابا باشی
لینو که داشت با نگاهایی آغشته به حسادت و تعجب به پسرش نگاه میکرد با حالت بچه‌گانه و لجبازی گفت:
_نخیرم! ا/ت زن منه و همین‌طور متعلق به منه!
جی وون شروع کرد به گریه کردن و دستاشو مشت کرد و گفت:
جی وون: نخیرم! مامان مال منه!
ا/ت که وسط این دعوای شیرین و بامزه بود، با لبخند قشنگی دستش رو روی سر هر دو گذاشت و گفت:
×باشه باشه دعوا نکنین من مال هردوتونم فقط بحث نکنین
لینو با لبخند شیطونانه ای لب زد:
_خب، باید این رو هم درنظر بگیریم که از اولش تا آخرش مال من بودی و هستی
پسر کوچولو هم با لبخند بغض‌آلودش لباشو از هم فاصله داد:
جی وون: باشه....ولی مامان مال منم هم هست
دیدگاه ها (۱۵)

#درخواستی#تکپارتیوقتی توی فن ساین میبیننت و عاشقت میشن.... ب...

((گذر رودخانه)) دخترک به آرامی لبه ی دامنش را بالا گرفت و با...

#درخواستی#تکپارتیوقتی...... هوای اتاق کمی خنک بود و صدای بار...

قسمت یک غریبه مافیا

نام فیک: عشق مخفیPart: 54ویو جیمین*بعد از چند دقیقه نفسش جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط