💜 💜 💜 💜
💜 💜 💜 💜
عشــــــــــق....
پارت 124
مهرداد :
با سر وصدایی که بیرون میومد خوابالود اومدم بیرون رویا بود داشت صبحانه آماده می کرد
- اینجا چیکار می کنی رویا
رویا برگشت وبا لبخند گفت : صبح بخیر
- رویا میگم اینجا چیکار می کنی ؟
رویا متعجب گفت : اومدم که صبحا...
- نمی خواد بهت چی گفتم رویا برو از زندگی من برو من فقط می خواستم بهت کمک کنم نکنه فکر کردی سیغه ات کردم بهت علاقه دارم
اومد کنارم وایساد به چشام نگاه کردوگفت : من فقط می خوام محبتت رو جبران کنم
اخمی کردم وگفتم : با این لباست
لبخندی زدوگفت : من هنوزم بهت محرمم مهرداد
نفسمو فوت کردم ونگاش کردم
- بیا بنشین باهات حرف دارم
نشستم رو کاناپه واشاره به مبل کناریم کردم نشست ومنتظر نگاهم کرد
- رویا من اون روز تو فروشگاه دیدمت رسوندمت بهت چی گفتم گفتم کمکی از دست من برمیاد بگو تو گفتی از همسرت جدا شدی با یه بچه ومشکل داری بهم کمک کن منم نه نگفتم کم گم اومدی تو زندگیم گفتی کارای خونه ات رو انجام میدم آشپزی می کنم واسه جبران محبت هات گفتم باشه ولی نمی تونی بیای بری جواب مردم رو چی بدم جواب دوستامو واسه خودم سخت بود سیغه ات کردم باز تودت اومدی طرفم منم خواسته ای ازت نداشتم داشتم رویا ؟
ناراحت سرشو بلند کردونگام کرد وگفت : من دوست دارم مهرداد برام سخته ازت جدا بشم
متعجب نگاهش کردم وگفتم : من زن دارم رویا لیلی می شناسیش چقدر حساسه اگه بفهمه بهش خیانت کردم راحت ازم جدا میشه
رویا: تو که دوسش نداری
- دوسش ندارم ولی اگه ازش جدا بشم محسن از نیلوفر جدا میشه نیلوفر داغون میشه
نگاهم کردوگفت : نیلوفر دیگه زن داداشته هنوزم به فکرشی
اخم کردم وگفتم : از تو نظر نخواستم رویا بهت چی گفتم حالا هم برو پی زندگی خودت ...وایسا چندلحظه
بلند شدم ورفتم اتاقم واز تو کیفم دسته چکمو برداشتم ومبلغ مورد نظرمو نوشتم ورفتم کنارش
- رویا اینو بردار من دلم می خواد کمکت کنم بخاطر پسرت ولی ...نمی تونم من خودم زن دارم لیلی لج بازه اگه فهمید داغون میشه
رویا بلند شد وگفت : نمی خوام پول ات رو نگه دار برای خودت
- رویا
با بغض نگاهم کردوگفت : من فقط بهت پناه آوردم
حرفش دلمو آتیش زد
- رویا اینجوری نگو تو رو خدا
بغلش کردم سرشو گذاشت رو سینم وگریه می کرد
- بخدا نمی تونم برام سخته درکم کن رویا
با صدای در هر دوتامون متعجب برگشتیم طرف در با دیدن محسن جا خوردم واون با دیدن رویا ابروااش بالا انداخت وگفت : به به ببین کی اینجاست
عشــــــــــق....
پارت 124
مهرداد :
با سر وصدایی که بیرون میومد خوابالود اومدم بیرون رویا بود داشت صبحانه آماده می کرد
- اینجا چیکار می کنی رویا
رویا برگشت وبا لبخند گفت : صبح بخیر
- رویا میگم اینجا چیکار می کنی ؟
رویا متعجب گفت : اومدم که صبحا...
- نمی خواد بهت چی گفتم رویا برو از زندگی من برو من فقط می خواستم بهت کمک کنم نکنه فکر کردی سیغه ات کردم بهت علاقه دارم
اومد کنارم وایساد به چشام نگاه کردوگفت : من فقط می خوام محبتت رو جبران کنم
اخمی کردم وگفتم : با این لباست
لبخندی زدوگفت : من هنوزم بهت محرمم مهرداد
نفسمو فوت کردم ونگاش کردم
- بیا بنشین باهات حرف دارم
نشستم رو کاناپه واشاره به مبل کناریم کردم نشست ومنتظر نگاهم کرد
- رویا من اون روز تو فروشگاه دیدمت رسوندمت بهت چی گفتم گفتم کمکی از دست من برمیاد بگو تو گفتی از همسرت جدا شدی با یه بچه ومشکل داری بهم کمک کن منم نه نگفتم کم گم اومدی تو زندگیم گفتی کارای خونه ات رو انجام میدم آشپزی می کنم واسه جبران محبت هات گفتم باشه ولی نمی تونی بیای بری جواب مردم رو چی بدم جواب دوستامو واسه خودم سخت بود سیغه ات کردم باز تودت اومدی طرفم منم خواسته ای ازت نداشتم داشتم رویا ؟
ناراحت سرشو بلند کردونگام کرد وگفت : من دوست دارم مهرداد برام سخته ازت جدا بشم
متعجب نگاهش کردم وگفتم : من زن دارم رویا لیلی می شناسیش چقدر حساسه اگه بفهمه بهش خیانت کردم راحت ازم جدا میشه
رویا: تو که دوسش نداری
- دوسش ندارم ولی اگه ازش جدا بشم محسن از نیلوفر جدا میشه نیلوفر داغون میشه
نگاهم کردوگفت : نیلوفر دیگه زن داداشته هنوزم به فکرشی
اخم کردم وگفتم : از تو نظر نخواستم رویا بهت چی گفتم حالا هم برو پی زندگی خودت ...وایسا چندلحظه
بلند شدم ورفتم اتاقم واز تو کیفم دسته چکمو برداشتم ومبلغ مورد نظرمو نوشتم ورفتم کنارش
- رویا اینو بردار من دلم می خواد کمکت کنم بخاطر پسرت ولی ...نمی تونم من خودم زن دارم لیلی لج بازه اگه فهمید داغون میشه
رویا بلند شد وگفت : نمی خوام پول ات رو نگه دار برای خودت
- رویا
با بغض نگاهم کردوگفت : من فقط بهت پناه آوردم
حرفش دلمو آتیش زد
- رویا اینجوری نگو تو رو خدا
بغلش کردم سرشو گذاشت رو سینم وگریه می کرد
- بخدا نمی تونم برام سخته درکم کن رویا
با صدای در هر دوتامون متعجب برگشتیم طرف در با دیدن محسن جا خوردم واون با دیدن رویا ابروااش بالا انداخت وگفت : به به ببین کی اینجاست
- ۱۰۰.۸k
- ۲۴ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط